تبليغاتX
خبری در راه است
یا حجت الله علی خلق
 

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید  این جمعه بیاید شاید

پرده  از  چهره   گشاید شاید

دست افشان پای کوبان می روم

بر در سطان  خوبان می روم

می  روم بار دگر مستم کند

بی سرو بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا روخی مجنون شوم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:40  توسط f_sarvi  | 

معرفی پدر حضرت مهدى(عج)

پدر بزرگوار ایشان حضرت امام حسن عسكرى(ع) یازدهمین امام شیعیان فرزند امام هادی(ع) است. به نقل شيخ مفيد امام عسكرى عليه السلام در مدينه در 24 ربيع الاول سال 232 متولد شد و در سال 260 در سن 28 سالگى در منزل شخصى خود در سامرا به شهادت رسيد.

 معرفی مادر حضرت مهدى(عج)

مادر بزرگوار امام زمان عليه السلام  مليكه رومیه یا نرجس خاتون است كه از طرف پدر دختر يشوعا فرزند قیصر، امپراطور روم شرقى بود، و از طرف مادر از نسل شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسى عليه السلام و وصى او بشمار مى رفت .

امام هادى عليه السلام به خواهرش حكيمه خاتون فرمود: او را به خانه ببر و دستورات اسلامى را به او بياموز، او همسر فرزندم حسن عليه السلام و مادر قائم آل محمد صلى اللّه عليه و آله خواهد بود، آنگاه به نرجس رو كرده و فرمود:
مژده باد ترا به فرزندى كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگرى كند، پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد.
آرى اين چنين يك دختر پاك و دانا، آلودگى كاخ شاهان را رها كرد و در خط جد مادريش (شمعون) قرار گرفت و سرانجام به سعادت عظماى همسرى حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در آدم و لياقت پر افتخار مادر حضرت قائم(عج) را پيدا كرد.
او نامهاى ديگر مانند ريحانه، صقيل و سوسن نيز دارد و خواهر امام هادى عليه السلام حكيمه او را به عنوان سيده (خانم) مى خواند.
اين بانوى با سعادت در سال 261 هجرى و به روايتى قبل از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام از دنيا رفت و قبر شريفش در سامرا كنار قبر منور امام عسكرى عليه السلام قرار گرفته است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:38  توسط f_sarvi  | 

امام قائم(عج) از خاندان پاك رسول الله در شب جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى در زمان حكومت معتمد عباسى در سامرا متولد شد و هنگام شهادت پدر، پنج ساله بود.

سامرا زادگاه حضرت مهدى(عج) است. جد و پدر بزرگوار ایشان (امامین عسکریین)، امام هادى و امام حسن عسكرى(ع)، توسط عباسيان در شهر سامرا تحت مراقبت وكنترل شديد بودند تا توجه وعلاقه مردم به آنان بيشتر نشود.
در روایات گفته شده که نرجس خاتون در زمان بارداری وضعیت جسمی کاملا معمولی داشت به گونه ای که بارداری وی به هیچ وجه مشخص نبود و تولد آن حضرت را جز عده اى خاص نمى دانستند و براى نوع مردم مخفى بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتيان غاصب و ستمگر زمان قرار گيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:37  توسط f_sarvi  | 

دوران زندگى امام زمان عليه السلام را مى توان به سه دوره تقسيم كرد:
دوره كودكى از سال 255 تا سال 260، دوره غيبت صغرى از سال 260 تا 329 و دوره غيبت كبرى از سال 329 هجرى قمرى شروع مى شود تا وقتى كه فرمان و نهضت جهانى آن حضرت از طرف خداوند متعال صادر گردد.

در غيبت صغرى خواص شيعه و نواب خاص آن حضرت با او تماس داشته اند، ولى در غيبت طولانى او، توده مردم از اقامتگاه او بى خبرند جز دوستان مورد اعتماد كه متصدى خدمتگذارى از اقامتگاه او مى باشند، و طبق روايتى همواره سى تن از شيعيان و نزديكان در حضور آن حضرت هستند كه هر گاه عمر يكى از آنان بسر آمد يكى ديگر بجاى او تعيين مى شود (بحار، ج 52، ص 158).

امام زمان(عج) در سال 260 هنگام رحلت امام حسن عسكرى(ع)، از نظرها پنهان شدند (و غيبت صغرى به وجود آمد) تا نيمه شعبان سال 329 چهار نفر از علماء و فقهاء ربانى به ترتيب زير از جانب آن حضرت تعيين شده و واسطه بين آن حضرت و مردم شدند:

نائب اول عثمان بن سعید، دوم محمد بن عثمان رحمه اللّه كه 5 سال عهده دار نيابت خاص بود و در سال 305 درگذشت .نائب سوم حسين بن روح رحمه اللّه كه در شعبان سال 326 وفات كرد و نائب چهارم على بن محمد سميرى رحمه اللّه كه در نيمه شعبان سال 329 از دنيا رفت، و امام به او دستور داد كه ديگر كسى از جانشين خود نكند.
از اين وقت به بعد دوران غيبت كبرى (طولانى) آغاز شد. دستور و توقيع امام(عج) به چهارمين نائبش در كتاب اعلام الورى صفحه 417 و ... آمده است.
غيبت كبرى كه از نيمه شعبان سال 329 شروع شد تا هنگام ظهور حضرت مهدى عليه السلام ادامه دارد. به اين ترتيب غيبت صغرى در حدود 70 سال بوده است و بعضى اين مدت را 74 سال دانسته اند يعنى از سال 255 سال تولد امام عصر(عج) تا سال 329 (كشف الغمة ، ج 3، ص 454) شرح اين مطلب در بحارالانوار، ج 51 ص 344 به بعد آمده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:35  توسط f_sarvi  | 

علائم ظهور به دو دسته كلي تقسيم مي شوند: علائم حتمي و علائم غير حتمي.

 

علائم غير حتمي

مقصود از علائم غير حتمي آن است كه احتمال وقوع آن مي رود و قطعي نيستند، چرا که مشروط به شروطي است كه اگر آن شروط تحقق يابد آن علائم واقع مي شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نيز تحقق نمييابند.

از نشانه هایی که برای ظهور در روایات ذکر گردیده است فراگیر شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انسانی می باشد که در روایات بعنوان علائم غیر حتمیه وارد شده است. رواج انواع فساد جنسی (زنا، همجنسگرایی، برهنگی و …) فساد اقتصادی (ربا، رشوه، گرانفروشی و…) فساد حکومتی (وضعیت فعلی حکومت در تمام جهان) فساد اجتماعی ( فروپاشی بنیان خانواده ها، اعتیاد و ناهنجاری های اجتماعی و …) در اوضاع کنونی دقیقا منطبق بر فرمایشات روایات و احادیث عصر ظهور می باشد. پوشش ۳۵۰ کانال فاسد ماهواره که اکثر آنها زشت ترین و فجیع ترین صحنه ها را به راحتی نمایش می دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثیر خود دارند و سایتهای مبتذل اینترنت و سی دی ها و فیلمهای مبتذل که در سراسر جهان و در ایران فراگیر شده اند و …

  علائم حتمي

منظور از علائم حتمي آن است كه تقدير قطعي خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطي نيست.

در ميان بيش از 2000 علامت ظهور، تعدادي از آنها علائم حتمي و بقيه علائم غير حتمي مي‌باشند. تعداد علائم حتمي از انگشتان دست نمي‌گذرد. آنچه مسلم است تعداد پنج نشانه از اين نشانه‌ها حتمي مي‌باشند كه عبارتند از:
1. خروج سفياني
2. خروج يماني
3. بانگ آسماني
4. خسف بيدا
 5. قتل نفس زكيه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:35  توسط f_sarvi  | 

فضيل بن يسار از امام باقر(ع) روايت كرده كه فرمودند:
نشانه‌هاي ظهور دو دسته است: يكي نشانه‌هاي غيرحتمي و ديگر نشانه‌هاي حتمي؛ خروج سفياني از نشانه‌هاي حتمي است كه راهي جز آن نيست (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب18، ص429).

ميان شعيان معروف است كه او از اولاد عنبسه پسر ابوسفيان است.
شيخ طوسي وي را از فرزندان عتبه پسر ابوسفيان مي داند (بحارالانوار ج52 / ص213).
(فرزندان ابوسفيان پنج نفر بودند عتبه، معاويه، يزيد، عنبسه، حنظله) و نزد علماي اهل سنت نام وي عبدالله و پسر يزيد مي باشد ولي مشهور اين است كه، امير الموئمنين علي(ع) فرمودند نامش عثمان و پدرش عنبسه مي باشد (بحارالانوار ج52/ ص205 )، وي مسلماني مسيحي شده و از (وادي يابس) كه درمنطقه حوران نزديك اذرعات (درعا) كه در مرز سوريه و اردن قرار دارد خروج مي كند (بحارالانوار ج52 / ص205). از هواداران روميان (غربيها) و هم پيمان با يهود است او با تركان (احتمالا روسها) وارد جنگ مي شود و پايتخت خود را از دمشق به فلسطين منتقل مي كند وي پنج كشور را تصرف مي کند (سوريه، اردن، فلسطين، حمص، حلب) كه آنها را يك پارچه در قلمرو خويش درمي آورد (اثباةالهداة ج7/ ص430). خروج سفياني برطبق روايت 15 ماه طول مي كشد كه 6 ماه از آن صرف جنگ و كشتار براي تصرف مناطق پنج گانه مي شود و 9 ماه برآن مناطق فرمانرواي مي كند (بحارالانوار ج52 / ص248) .
سفيانيان در محلي كه قبر حضرت هود در آنجاست در نخيله منزل مي كنند (بحارالانوار ج52 / ص273،274) و در آن هنگام سفياني اعلام مي كند هركس سر شيعه علي(ع) را بياورد به او پاداش خواهم داد كه همسايه به همسايه حمله ور مي شود (بحارالانوار ج13 / ص499). بر طبق روايات سفياني 18 شب در آنجا اقامت مي كند و شهر كوفه را به مدت سه روز بر لشكريانش مباح مي گرداند (بحارالانوار ج52 / ص238).
امام محمد باقر(ع) فرمودند: پس از مدت كوتاهي از اشغال عراق و كشت كشتار در آن خبر حركت نيروهاي زمينه ساز ظهور (خراساني و يمني) به سوي عراق به گوش سفياني و يارانش مي رسد كه با ترس و دلهره از عراق خارج مي شوند و فرار مي كنند (بحارالانوار ج52/ ص223).
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:34  توسط f_sarvi  | 

در روايات نام رهبری معروف به يمني را (حسن يا حسين) و از نسل زيد بن علي(ع) ياد كرده اند (بشارة الاسلام/ ص 187).
يماني از يمن و آبادي كه در آن وجود دارد به نام كرعه خروج مي كند.
ايشان همزمان با خروج سفياني در ماه رجب چند ماه پيش از ظهور حضرت خروج مي كند و پايتخت خود را صنعا معرفي مي كند (بشارة الاسلام ص 93  و بحارالانوار ج52 / ص210).
انقلاب ياران يمني چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و به جهت سامان بخشيدن به خلا سياسي كه در حجاز (عربستان) به وجود مي آيد صورت مي گيرد، علت به وجود آمدن اين خلا سياسي اين است كه در روايات ذكر شده (آنگاه كه مرگ عبدالله فرا رسد و كشته شود مردم درجانشيني او نسبت به هيچ كس به توافق نمي رسند و اين جريان تا ظهور حضرت همچنان ادامه دارد و عمر سلطنت هاي چندين ساله به سر مي آيد و نوبت پادشاهي چندين ماهه و چندين روزه فرا مي رسد)

آنچه حائز اهميت است اين است كه در روايات ذكر شده پرچم يماني از همه درفشها هدايت كننده تر است.
امام صادق(ع) و امام باقر(ع) فرمودند: خروج سفياني، يماني، خراساني دريك سال و يك ماه و يك روز اتفاق مي افتد و درفش يمني ازهمه هدايت كننده تر است زيرا كه ايشان دعوت به حق مي كند (بحارالانوار ج52 / ص210،232).
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:34  توسط f_sarvi  | 

شخصيتهاي ايراني و ياران درفش هاي سياه

امام باقر(ع) فرمودند:

جوانی از نسل هاشم که در دست راست وی خالی هست از طرف خراسان با پرچمهای سیاه خروج می کند فرمانده لشکر او شعیب بن صالح است و او با لشکر سفیانی نبرد کرده و آنان را متلاشی می نماید. (ملاحم ابن طاوس، ص 77; عقد الدرر، ص 128، باب 5‏)

اندك زماني پيش از ظهور در بين ايرانيان دو شخصيت، با عنوان سيد خراساني یا سید حسنی به عنوان رهبر سياسي (غيبت طوسي ص278 ) و شعيب بن صالح به عنوان رهبر نظامي که جواني گندم گون است، از اهالي ري (تهران) يا سمرقند كه به سمت فرماندهي كل قواء نائل مي گردد (بحارالانوار ج53/ ص60). ايرانيان تحت رهبري اين دو فرد نقش مهمي را در امر ظهور ايفا مي كنند.
ياران درفش هاي سياه كه ايرانيان مي باشند از نخستين زمينه سازان ظهور بشمار مي آيند كه مدتي قبل از حركت سفياني ظاهر مي شوند و همزمان با سفياني خروج مي كنند، رهبري آنان را سيد خراساني و فرماندهي نيروهايشان را شعيب ابن صالح بر عهده مي گيرند و در جايي گفته شده كه خروج آنها نزديك خروج سفياني است و برخي گفته اند كه شش سال قبل از سفياني خروج مي كنند.


در روايات داريم كه حكومت ايران به چند مرحله تقسيم مي شود.
در مرحله اول كه آغاز نهضت ظهور مي باشد شخصي از قم قيام مي كند (بحارالانوار ج60 / ص216).
در مرحله دوم ايران وارد جنگ طولاني مي شود (بحارالانوار ج51 / ص83).
در مرحله سوم خروج سيد خراساني و شعيب بن صالح صورت مي گيرد (بحارالانوار ج52 / ص217).
در مرحله چهارم سپردن پرچم اسلام به دست مبارك قائم آل محمد(ص).
انقلاب جمهوري اسلامي ايران كه به رهبري امام خميني(ره) درسال 1357 به پيروزي رسيد که احتمالا گواه اين مطلب است كه ايران مرحله اول را طي كرده و اما مرحله دوم، احتمال دارد اشاره به جنگ ايران و عراق داشته باشد ولي چون به مدت طولاني اشاره دارد ممكن است كه درگيري بين ايران و شيطان بزرگ آمريكا باشد.
در خصوص مرحله سوم و چهارم در برخي روايات كه از محمد بن حنيفه نقل شده است آمده كه مرحله خروج خراساني و شعيب تا زمان ظهور حضرت تقريبا حدود شش سال (هفتاد و دو ماه) طول خواهد كشيد (نسخه خطي ابن حماد / ص84،74).

وليكن آنچه كه مهم و حائز اهميت است سخن امام محمد باقر(ع) و امام جعفرصادق(ع) است كه فرمودند:
خروج سفياني، يمني و خراساني در يك سال و يك ماه و يك روز مي باشد (بحارالانوار ج52/  ص210،232 )، يعني حدود نه ماه قبل از ظهور.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:33  توسط f_sarvi  | 

اميرالمومنين علي(ع) فرمودند: دجال (صائد بن الصيد) مي باشد از اصفهان و از دهي كه بيهوديه نام دارد خروج مي كند (بحارالانوار ج13 / ص482).
دجال خطرناك ترين دشمن اسلام است و تاريخ اديان تا كنون چنين دشمني به خود نديده است.
دجال ازنظر لغوي به معناي دروغگو، حيلت باز و مكرورز مي باشد.
طبق روايات دجال در غروب همان روزي كه صيحه آسماني جبرئيل بلند مي شود و مي گويد حق با علي و اولاد علي است با صداي بلند فرياد مي زند بطوريكه همه جن و انس صداي او را مي شنوند و مي گويد، اي دوستان من به سوي من آييد كه من همان كسي هستم كه شما را خلق كردم منم آن پروردگار شما و بر همه امور قادر و توانا هستم و همين امر باعث مي شود گروهي در شك و ترديد گرفتار شوند (بحارالانوار ج13 / ص483).
گفته شده اكثر پيروان دجال از طايفه يهود و زنان و اعراب تشكيل مي شود (بحارالانوار ج13 / ص485).
شيعه معتقد است كه دجال يك شخصيت حقيقي و يهودي مي باشد كه پيروان او ناصبي هستند.
اهل سنت مي گويد دجال آمده است و اكنون در مصر زندگي مي كند و اسمش (عبدا...ابن ساعد) مي باشد.
در بحارالانوار آمده كه در شهر شام بالاي تلي بنام تل افيق در حالي  كه سه ساعت از روز جمعه گذشته دجال به دست كسي كه مسيح بن مريم پشت سرش نماز مي گذارد كشته مي شود و در روايتي ديگر اين است كه دجال در كوه دخان به دست حضرت عيسي(ع) كشته مي شود (بحارالانوار ج13 / ص481،482).

برخي مفسرين بر اين عقيده اند كه دجال يك شخصيت معين نبوده بلكه يك جريان فرهنگي- اقتصادي- سياسي ضد توحيد و دين مي باشد كه تمدن غرب بابدست آوردن فن آوري صنعتي و پيشرفت در زمينه هاي فيزيك فضايي و بيوشيمي و شاخه هاي ديگر علم، اذهان سطحي نگر وساده انديش بشر را مسحور و مرعوب خود ساخته و بر شدت آن مي افزايد.
غرب با استفاده از رسانه ها و شبكه هاي عظيم (صوتي - تصويري - مطبوعاتي) شروع به ترويج فساد با پخش موسيقي هاي شيطاني از شيطان پرستهايي كه اكنون درآمريكا و ديگر نقاط جهان زندگي مي كنند و با نشان دادن اين موضوع كه مسلمانان انسانهايي هستند كه عاشق خونريزي و تروريسم هستند و غيره خود را منجي و نجات دهنده بشر معرفي مي كنند و با تزريق اينگونه افكار به تمامي جوامع بشري ظهور دجال را اثبات كرده اند.


اما در مورد زمان خروج دجال، علي(ع) فرموده اند: دجال زماني خروج مي كند كه اتفاقات زير رخ دهد (بحارالانوار ج52/ ص193).

مردم نماز را ترك كنند. امانتها ضايع مي گردد. دروغ گفتن حلال مي گردد. ربا يكي از كارهاي عادي و معمولي مردم مي گردد. رشوه خواري. ساختن ساختمانهاي محكم. فروختن دين به دنيا. كم عقلان برسركار مي آيند. زنان در كارهاي سياسي اجتماعي مورد مشورت قرار مي گيرند. قطع صله ارحام مي كنند و ازخويشاوندان فاصله مي گيرند. دركارهاي زندگي ازهوي و هوس پيروي مي كنند. در كشتار و خونريزي بي باك و جسور مي گردند. بردباري و حلم را به حساب ضعف و ناتواني مي گذارند. ظلم و زورگويي را مايه فخرخود قرار مي دهند. حاكمان آن زمان فاسقان و گنهكاران اند. وزيران دولتها از ستمكارانند. خيانتكاران زياد مي شوند. قاريان قرآن افراد فاسق اند. شهادت دادن به زور صورت مي گيرد. گناه علني شده و حيا ازميان مردم برداشته مي شود. بهتان زدن درميان مردم رايج مي گردد. سركشي و طغيان علني مي گردد. قرآن را با چاپهاي زرين و جلدهاي زركوب در اختيار مردم قرار مي دهند. نسبت به مسجد فقط به زيبايي آن مي انديشند و به آن مي پردازند. مناره هاي مساجد را مرتفع مي كنند. كافران، انسانهاي دور از خدا و افراد شرور در جامعه محترم مي شوند. مردم در راه باطل كوشش مي كنند. مردم در پي هواهاي نفساني به دنبال راه هاي تازه مي گردند. پيمان شكني رايج مي گردد. زنان همراه مردان از روي حرص و طمع در تجارت شركت مي كنند. صداي افراد فاسق مورد قبول مردم واقع مي گردد. اراذل قوم برآن گروه رئيس مي گردند. مردم از افراد شرور و بدكاران مي ترسند. دروغگويان پيوسته در مجامع مورد تائيد قرار مي گيرند. خيانتكاران بعنوان امين مردم قرار مي گيرند. هنرپيشه هاي آوازه خوان تربيت مي شوند. مردم گذشتگان خود را مورد لعنت قرار مي دهند. زنها بر زينها سوار مي شوند. مردان به زنان و زنان به مردان شباهت مي رسانند. بدون آنكه از شخصي شهادت بخواهند شهادت مي دهد. احكام و علوم دين را تنها براي دنيا مي آموزند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:33  توسط f_sarvi  | 

سومین نشانه از نشانه‏هاى حتمى كه مقارن ظهور رخ مى‏دهد بانگ آسمانى است.

در حدیث دیگرى امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: اَلنِّداءُ مِنَ الَمحتُوم؛ بانگ آسمانى از نشانه‏هاى حتمى است (همان، ص 252، ح 11).

همین تعبیر در حدیث دیگرى نیز در كافى شریف آمده است (الكافى، ج 8، ص 258، ح 484).

در توقیع شریفى از ناحیه مقدسه آمده است: اَلا فَمَنِ ادَّعى المشاهَدَة قَبلَ خُروجِ السُّفیانى وَ الصَّیْحَةِ فَهوَ كاذِبٌ مُفْتَر؛ آگاه باش كه پیش از خروج سفیانى و بانگ آسمانى، هر كس ادعاى مشاهده كند، دروغگو و افترا پرداز است ( شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج 2، ص 516؛ شیخ طوسى، الغیبة، ص 395؛ طبرسى، اعلام الورى، ج 2، ص 260).

در آیه شریفه: «وَ اسْتَمِعَ یَومَ یُنادى المُنادى مِن مكانٍ قریبٍ، یَومَ یَسْمَعونَ الصَّیْحَة بِالحَقِّ، ذلِكَ یَومُ الخُروج»؛گوش فرا ده هنگامى كه منادى از جایگاه نزدیك ندا سر دهد، روزى كه صیحه را به حق مى‏شنوند، آن روز، روز خروج است (سوره ق (50)، آیه 42 - 4).

امیرمؤمنان ‏علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه فرمود: "هِیَ آیةٌ تُخْرِجُ الفَتاةَ مِنْ خِدْرِها وتُوقِظُ النَّائِم، وَتُفْزِعُ الیَقْضان" ؛ آن نشانه‏اى ‏است كه دوشیزگان را از سراپرده‏ها بیرون مى‏فرستد، خفتگان را بیدار مى‏كند، و بیداران را به وحشت مى‏اندازد (الغیبة، ص 251، ب 14، ح 8).

امام صادق‏(ع) نیز در همین رابطه فرمود: به خدا سوگند ندا از آسمان به نام قائم در كتابِ خدا آشكار است (بحرانى،المحجه، ص 157؛ همو، حلیه الابرار، ج 5، ص 295) و در حدیث دیگرى فرمود: قائم قیام نمى‏كند جز هنگامى كه منادى از آسمان بانگ برآورد كه آن را دوشیزگان در سراپرده‏ها مى‏شنوند. همه اهل شرق و غرب مى‏شنوند (شیخ طوسى، الغیته، ص 177؛ شیخ حرعاملى ، اثبات‏الهداة، ج 3، ص 502؛ علامه مجلسى، بحارالانوار،ج 52،ص 285).

 

محتواى بانگ آسمانى:

رسول ‏اكرم‏(ص) فرمود: منادى از آسمان بانگ برآورد: هان اى مردمان، روزگار جباران سپرى شد و بهترین فرد از امت محمد(ص) زمام امور را به دست گرفت، پس در مكه به او بپیوندید (شیخ مفید، الاختصاص، ص 208، علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 304).

در حدیثی دیگر از رسول ‏اكرم ‏(ص) است که فرمودند: چون مهدى خروج كند، فرشته‏اى از بالاى سرش بانگ برآورد: اِنَّ هذا مَهدِىٌّ فَاتَّبِعُوه؛ به راستى این مهدى است، پس از او پیروى كنید (متقى هندى، البرهان، ص 72).

امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرموده اند:
بعد از برگشت مغرورانه و مستانه ى سفيانى به شام، او در نقطه اى براى نوشيدن شراب و ارتكاب گناه و معصيت مى نشيند و ياران و پيروان خويش را نيز به انجام گناه و جنايت فرمان مى دهد. از مجلس گناه بر مى خيزد و در حاليكه در دست سلاحى دارد دستور زنا مى دهد و به يارانش مى گويد با زنان مرتكب فحشا گردند، آنگاه شكم زنان را پاره كنند و كودكان را از رحمها بيرون مى كشند و آنها مرتكب چنين شقاوتها مى گردند و هيچ كس توان باز داشتن آنان را از اين پليديها در خود نمى بيند. اينجاست كه فرشتگان، پريشان حال مى شوند و خدا فرمان ظهور قائم آل محمّد را كه از نسل من مى باشد، صادر مى كند بى درنگ خبر ظهور او در سراسر گيتى پخش مى گردد و جبرئيل در آن هنگام بر فراز صخره اى در بيت المقدس فرود مى آيد و خطاب به جهانيان مى گويد:
جاء الحقّ وزهق الباطل انّ الباطل كان زهوقا.
حق فرا رسيد و باطل از ميان رخت بربست. همانا باطل هميشه نابود است.
يا عباد اللّه! اسمعوا ما أقول: انّ هذا مهديّ آل محمّد خارج من أرض مكّه فأجيبوه ) الزام الناصب، ج 2، ص 180(.
اى بندگان خدا! گوش فرا دهيد آنچه را كه مى گويم: اين مهدى آل محمّد است كه از سرزمين مكّه خروج كرده او را اجابت كنيد.

حضرت رضا(ع) در حدیثى نشانه‏هاى ظهور را برمى‏ شمارد، از بانگ آسمانى و فرا گیر بودن آن سخن مى‏گوید و در پایان مى‏فرماید: منادى آسمانى به سوى او فرا مى‏خواند و مى‏گوید: اَلا اِنَّ حُجَةَ اللَّه قَد ظَهَرَ عِنْدَ بیتِ ‏اللَّهِ فَاتَّبِعوه، فَانَّ الحَقَّ مَعَهُ وَ فیه؛ آگاه باشید كه حجت خدا در كنار خانه خدا ظهور كرد، از او پیروى كنید كه حق با او و در نزد اوست (شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج 2، ص 650) و در حدیث دیگرى فرمود: بدنى در قرص خورشید مشاهده مى‏شود كه مى‏گوید: اِنّ ‏اللَّهَ بَعَثَ فُلاناً، فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطیعوا؛ خداوند فلانى را بر انگیخت، به او گوش فرادهید و از او پیروى كنید (شیخ طوسى، الغیبة، ص 440؛ حلّى، مختصر بصائر الدرجات، ص 109؛ مسعودى، اثبات الوصیة، ص 227).

امام باقر(ع) در این رابطه فرمود: منادى ندا سرمى‏دهد: اِنَّ المَهدىَّ مِن آلِ‏ مُحَمدٍ فُلان‏بن فُلان - بِاسْمِهِ وَ اسْمِ اَبیه؛ به راستى مهدى از آل ‏محمد، فلانى پسر فلانى است، نام او و نام پدرش را مى‏برد (نعمانى، الغیبة،ص 264،ح 27).

 

زبان و زمان پیام:

امام صادق(ع) فرمود: ینادى مِنَ السَّماءِ بِاسْمِ القائِم؛ منادى از آسمان به نام قائم (شیخ صدوق، كمال‏الدین،ج 2،ص650،ب 57،ح 8) ندا سرمى‏دهد. زراره پرسید: آیا این ندا خصوصى است یا همگانى؟ فرمود: عامٌّ، یَسْمَعُ كُلُّ قَوْمٍ بِلِسانِهم؛ همگانى است، هر قومى آن را با زبان خودشان مى‏شنوند.(شیخ طوسى، الغیبة،ص435،ح 425؛ طبرسى، اعلام الورى، ج2،ص 279) و در حدیث دیگرى فرمود: یَسْمَعُهُ كُلُّ قَومٍ بِالْسِنَتِهِم؛ هر قومى آن را با زبان خودشان مى‏شنوند.(متقى هندى، البرهان، ص 75، ح 10). در منابع عامه همین تعبیر آمده است (نعمانى، الغیبة، ص 254؛ شیخ حر، اثبات الهداة، ج3، ص 735).

از روایات بانگ آسمانى به این نتیجه مى‏ رسیم كه در آستانه ظهور چندین بار نداى آسمانى شنیده مى‏شود. ولى آن ندایى كه جزء علائم حتمى است، نداى شب 23 رمضان مى‏باشد. چنانكه در احادیث معصومین ‏علیهم السلام به آن تصریح شده است.

امام باقر(ع) در این رابطه فرمود: بانگ آسمانى جز در ماه رمضان نخواهد بود، زیرا رمضان ماه خداست و بانگ آسمانى در آن بانگ جبرئیل است. سپس فرمود: یَكُونُ الصَّوْتُ فی شَهرِ رَمضان، فی لَیلة جُمُعَةٍ، لَیلة ثَلاثٍ وَعِشرین، فَلاتَشُكُّوا فى ذلكَ، وَاسْمَعُوا وَاَطیعوا؛ ندا درماه رمضان، در شب جمعه، در شب بیست و سوم خواهد بود. هرگز در آن شك نكنید، گوش فرا دهید و اطاعت كنید (شیخ صدوق، كمال‏الدین،ج2، ص652ص650، ح 6و16).

امام باقر(ع) در این رابطه فرمود: با نام قائم (نعمانى، الغیبة،ص 254؛ متقى هندى، البرهان،ص109) از آسمان ندا مى‏شود، هركس كه در شرق یا غرب باشد آن را مى‏شنود، هیچ خفته‏اى نباشد جز اینكه بیدار شود...

امام رضا(ع) پس از ستایش فراوان از حضرت مهدى(ع) (نعمانى، الغیبة، ص181؛ خزاز، كفایه‏الاثر، ص 159؛ شیخ طوسى، الغیبة، ص439؛ حلى، مختصر بصائرالدرجات، ص 478؛ قطب راوندى، الخرائج والجرائح، ج3، ص 1168،ح 65؛ شیخ حر، اثبات‏الهداة، ج3، ص726، ح 50) مى‏فرماید: گویى با چشم خود مى‏ بینم در آن لحظه‏اى كه بیش از وقت دیگر كابوس نومیدى بر آنها سایه انداخته؛ ندایى سر داده مى‏شود، آنانكه دور هستند همانند كسانى كه نزدیك هستند مى‏ شنوند (نعمانى، الغیبة،ص 262،ب 14،ح 22).

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:32  توسط f_sarvi  |